سالومه تو به فریادمون برس!

2 دیدگاه Share:
manototv

سالومه تو با فریادمون برس!

✍️ احسان محمدی

📺 صدای دختر جوانی که دوربین را نزدیک یک خودپرداز بانک گرفته و چند برگِ رسید بانکی که روی زمین و نزدیک سطل زباله رها شده اند را نشان می دهد، هم زمان به گوش می رسد:

– سلام سالومه! اینجا (….) است. همونطور که می بینی این گوشه ای از بی فرهنگی ماست…

📺 به ویدئو نگاه می کنم. به اینکه ارسال کننده فیلم سوژه را پیدا کرده، احتمالاً یکی دو بار فیلم گرفته، بعد به اینترنت وصل شده، برای سالومه (شبکه من و تو) فرستاده، در صف انتظار مانده تا ویدئوی ارسالی اش پخش شود و شاید به ده نفر زنگ زده که عمه! خاله! دایی! ببینید اون ویدئو رو من فرستادم!

📺 بعد احساس کرده که چه مشت محکمی بر دهان مسئولان شهری زده که در نظافت شهر کوتاهی کرده اند، سیستم آموزشی را زیر سوال برده که شهروندان را به خوبی تربیت نکرده و همینطور بی فرهنگی عده ای را افشا کرده است!

در حالی که اگر واقعاً دلش می سوخت، می توانست خم شود و آن کاغذها را بردارد و بیندازد توی سطل زباله و خلاص!

📺 اما چرا این کار را می کنیم؟ چه لذتی در این فلاکت بار نشان دادن اوضاع وجود دارد که باید آن را مستندسازی کنیم و برای سالومه بفرستیم؟ سالومه فریاد رس بشریت است؟ قرار است معجزه کند؟ تیم بفرستد و خیابان های ما را از زباله پاک کند؟ گروه امداد بفرستد و زمستان درخت های برف گرفته جلوی خانه ما را بتکاند؟

📺 در این خود بدبخت پنداری، سیاه نشان داده همه چیز، سلب مسئولیت فردی و مسابقه ملی برای بازتاب بدی ها و شستن رخت چرک ها در کوچه چه مدالی لذتی نهفته است که از آن دست برنمی داریم؟

📺 واقعاً این شهروندان مخوف بی مسئولیت که این کارهای بد را انجام می دهند کجا دارند زندگی می کنند که ما آنها را نمی شناسیم؟ یک عده قلیل هستند که همه جا نفوذ دارند؟ در بازار اقتصادی احتکار می کنند، در بانک ها اختلاس، در خیابان ها قانون شکنی، در مدرسه تقلب و … اینها چه کسانی هستند؟ جاسوس های اسرائیل و آمریکا یا خود ما؟

📺 سفر کوتاهی به آستارا داشتم. چند دقیقه ای کنار دریا رفتم و بیزار شدم. روی ماسه هایی که در چند وجبی دریای خزر بودند مجموعه ای از کثافت و آشغال ریخته بودند. پوشک کهنه بچه، بطری آب مصرف شده، تاپاله اسب هایی که برای سواری دادن آنجا کرایه داده می شوند، مایو کهنه، لیوان شیشه ای شکسته، چای کیسه ای مصرف شده و …

📺 فکر کردم اگر همین الان دوربین تلویزیون بیاید و با همین جمعیتی که کنار ساحل ایستاده اند حرف بزند آنها یک دل سیر در مورد بی کفایتی مسئولان و ناکارآمدی آنها در مدیریت کشور حرف می زنند. در مورد اینکه چقدر خارجی گل و ماه هستند و چقدر همین دوبی و ترکیه که بیخ گوش ما قرار دارند آباد و تمیز و زیبا شده اند.

📺 اما هیچکس حتی آنها که این زباله ها را ریخته اند حاضر نیستند نقش خودشان را بپذیرند. واقعاً شب که ما خواب هستیم احمدی نژاد و روحانی و خاتمی و علم_الهدی کامیون کامیون زباله می برند و می ریزند توی ساحل دریای خزر؟

📺 گاهی احساس می کنم بخشی از این رفتار نتیجه کاری است که چهاردهه خود حاکمیت انجام داد. هر وقت هر مشکلی پیش آمد گفت تقصیر شاه است، تقصیر آمریکاست، تقصیر ترامپ است، تقصیر … تقصیر همه است جز من! شاید بخشی از این مسئولیت ناپذیری را از خود مسئولان یاد گرفته ایم.

📺 هیچکس نمی تواند ناتوانی و ناکارآمدی بسیار از مدیران را انکار کند. من هم درک می کنم که در حوزه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و آموزشی و …. ناتوان بوده اند. گاهی فاجعه بار حتی. اما این دلیل نمی شود که ما مدام در دام تباه نشان دادن همه چیز بیفتیم و در ترویج این نگاه فلاکت بار از هم سبقت بگیریم.

📺 مثلاً الان فهمیدیم که چقدر بدشانس بوده ایم که در خاورمیانه به دنیا آمده ایم، چه سرنوشت تلخی داشته ایم که به جای سوئیس در ایران بزرگ شده ایم، تا چه اندازه نگون بختیم که چنین مسئولانی داریم، چه وضع بدی داریم که با شهروندانی مسئولیت نشناس زندگی می کنیم که کاغذها را داخل سطل زباله نمی ریزند، بد رانندگی می کنند و …

نتیجه؟ باید چکار کنیم؟ بعد از کشف این موضوعات چه؟ نقطه توقف و پایان خطی وجود دارد و بر می گردیم به نقطه نخست و همه چیز را درست و اصولی انجام می دهیم و کشور آباد می شود؟

📺 ادامه دادن این رفتار یعنی افتادن به چاهی که انتها ندارد. فقط فرورفتن و ناله کردن و تباه شدن عمر. بی هیچ دستاوردی و با تلخکامی مطلق. شجاعت داشته باشیم و روبروی آینه بایستیم و کمی نقش خودمان را در این تباهی کشف کنیم. همه مان. هم ما مردم عادیِ پاک و پاکیزه و هم مسئولان نالایق!

امیدجوان

 

برگرفته از کانال تلگرام احسان محمدی

مطالب مرتبط

2 دیدگاه

  1. درود و ارادت خدمت جناب محمدی نویسنده‌ی مقاله و جناب مهندس طاهری مدیر صفحه.
    به نظرتون چرا رسانه‌ی آزاد یکی از ارکان دموکراسی و حتا رشد جامعه و گذر از عرف و خرافه به عقلانیت و واقع بینیست؟
    از نظر من زیراکه مغز ما کلن برای کشف منفیها، کشف خطرها، راحت طلبی و جنگ و گریز طراحی شده! و رفتارهای دنیای جدید و حتا تفکر نقاد و عاقلانه، کارکردهای جدیدی هستند که چندان سازگار با طبیعت ما نیستند و لازمست این مهارتها را بیاموزیم.
    پس برای به شدن خود و سپس جامعه، از نظر من، به وجود ناظر و حتا قوانین بازدارنده و تنبیه مناسب و متناسب نیاز است. تا جاییکه آزادی را وجود قوانین و محدودیتهای مفید، به نوعی، تعریف میکنند.
    من با این زاویه دید، وجود این موبایل و دوربینها را با کارکرد اینکه یک ناظری بر رفتار ما وجود دارد و حداقل از ترس آبرو یا قانون، مفید و انسانی و اخلاقی رفتار کنیم، بجا و موثر و مفید میدانم.

  2. البته با قسمت خودانتقادی و خودمراقبتی و مسوولیت پذیری تذکر داده شده، موافقم. و بهتر آنست پس از عکس و فیلم گرفتن و منتشر کردن، خودمان در رفع آن ایراد گزارش شده، در حد دانایی و تواناییمان بکوشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *