بایگانیآیا انتظار من از ازدواج واقع بینانه است؟
مهسا 1 سال پیش

من در کودکی مبتلا به فلج اطفال شدم و پای چپم صدمه دیده و موقع راه رفتن میلنگم اما کاملا مستقلم و از عهده همه کارهای شخصی ام بر میام. زندگی دشواری در جنبه های مختلف پشت سر گذاشتم و حسابی در کوره روزگار گداخته شدم. ظاهر و چهره خوب و زیبایی دارم و همچنین پرتلاش و هدفمندم. تا بالاترین مقطع تحصیلی تحصیل کردم و الان جایگاه اجتماعی، شغلی و تحصیلی خوبی دارم. طی این سالها به طرق مختلف اعم از مطالعه، مشاوره، شرکت در سمینارهای رشد شخصی و … سعی کردم شخصیتمو به تعادل و بلوغ و سلامت روان نزدیکتر کنم و هنوز هم در این راه در تلاشم.
در حال حاضر در آستانه سی سالگی میخوام ازدواج کنم و به دنبال مردی با بیشترین تناسبات و تشابهات با خودم هستم مخصوصا الویتم این است که از نظر جسمی وضعیت مشابه خودم را داشته باشد، منتها انگار پیدا کردنش دشواره!
گاهی فکر میکنم اگر دختری خانه دار با تحصیلات و سبک زندگی معمولی بودم، راحتتر کیس مناسب اون شرایطو پیدا میکردم، کما اینکه در مقطعی از زندگیم چند مورد اینچنینی پیش اومد ولی از فکر یه زندگی روتین و روزمره و فرسایشی که بشینم تو خونه و مردی خرجمو بده و من خودم شخصا هیچ برنامه و هدف شخصی، اجتماعی، شغلی و… نداشته باشم، حالم بد میشد!!!
من خودم از عهده زندگیم به تنهایی بر میام و منتظر نیستم کسی بیاد نجاتم بده، منتها یه آدمم و سرشار از احساس و عاطفه! و احتیاج به یه همسفر و همراه و همدل دارم که به رشد هم کمک کنیم و یار و پشتیبان روحی، عاطفی و جسمی و جنسی هم باشیم.
آیا انتظارات من نسبت به ازدواج واقع بینانه است؟ افرادی با شرایط من چطور کیس مناسب خودشونو پیدا کنن؟

احسان پاسخ داده شده در 1 سال پیش

درود و ارادت.
با یک تحقیق میدانی در متاهلین متوجه میشید که توقعاتتون از ساپورت عاطفی توسط شوهر، محبت و حمایت و گفتگو و…. منطقی و واقع بینانه است یا نه؟
به اکثریت جامعه‌ی زنان متاهل نگاهی بیندازید و ببینید آنچه شما از ازدواج و مرد توقع دارید، در دنیای واقعیت وجود خارجی دارند یا نه؟
اما شبیه خود را میتوانید در انجمنها و گروههای علمی و ادبی و فرهنگی با شرایط جسمی خود بیابید.
در ضمن آفرین و تبریک میگویم برای قابلیتهایی که با تلاشهای فراوان کسب نموده‌اید.
امیدوارم قدر زندگی آرام و شاد و موفق خود را بدانید و اگر ضعفهایی هست
از طرق متنوعی رفع نمایید.

مهسا پاسخ داده شده در 1 سال پیش

سلام و احترام
سپاسگزارم از وقتی که برای پاسخ به سوالات اختصاص می دهید.
خب آقای دکتر از مرد زندگی باید چه توقعات و انتظاراتی داشت؟ اصلا باید توقع و انتظار داشت؟
اگر این انتظارات برآورده نمیشه چرا باید ازدواج کرد؟ اینکه خیلی ناامیدکننده میشه!

احسان پاسخ داده شده در 1 سال پیش

درود و ارادت
ازدواج در دنیای جدید که توقع اینست همراهی دو انسان عاقل و بالغ و مستقل باشد، مقدار زیادی با گذشته فرق کرده است.
در گذشته قرار بود مرد انسان بزرگ و مهمی شود، و زن، همسر یک انسان بزرگ و مهم شود تا تمام نداشتنها و نرسیدنها و کمبودها و…. را برای او رفع کند!!! و البته هم میکرد! چطور؟ چون زن دنیای قدیم تمام توقعش از مرد، تامین نیازهای اولیه و فیزیولوژیک بود: مسکن و غذا و پوشاک. و همچنین لطف کند و منت بر سرش بگذارد و طبق ارتباطی کاملن فیزیکی و غیراحساسی و حتا غیرانسانی، او را صاحب فرزند کند! زن دنیای قدیم باور داشت جنس دوم است. حتا بعضن باور داشت فقط یک موجود خدماتی است و مرد را خدای دوم خود میدانست. آیا زن دنیای امروز چنین است؟
بهتر است در فضای واقع بینانه با کمک علم و عقل، ازدواج را یک ارتباط برابر بین زن و مرد برابر بدانیم. توقعات و انتظارات هست، اما بیشتر به صورت “ترجیحات” هستند. یعنی اگر مرد و زنی که عاقل و بالغ و مستقل و حداقل در سطح دوم نیازهای مازلو هستند، قبل از ازدواج و در مجردی، رابطه را تجربه کرده و یاد گرفته اند، هردو هم شغل دارند، اکنون برای رشد بیشتر و بروز و مواجهه با “سایه” ازدواج میکنند. اصلن هدفشان چکشکاری باورهایشان و بخصوص ضعفهایشان هست. ایشان صادق و صمیمی هستند و مسوولیت پذیر. وظایف انسانی خود را میدانند و انجام میدهند. اگر نتوانند به راحتی اعلام میکنند و یا با کمک هم ضعفشان را رفع میکنند یا جدا میشوند. کلن ناراحتی خاصی و نگرانی و دغدغه ای از نظر وظایف و حقوق در ارتباط دو انسان عاقل و بالغ نیست.
متاسفانه مساله در تقابل “والد”ها و “کودک”هاست.
که یکی میل دستور دارد و دیگری طمع فرار. یکی خود را حق مطلق میداند بدون وظیفه. دیگری برای خود حقی قایل نیست و دایم باید خدمات بدهد؛ پس خسته و آزرده است و خشم نهفته دارد.

مهسا پاسخ داده شده در 1 سال پیش

سپاسگزارم از پاسخ های جامع شما و همچنین از وقتی که گذاشتید.
ارادتمند شما