از مثلث کارپمن به مثلث تد

۱ دیدگاه Share:
مثلث کارپمن

مثلث کارپمن را بشناسیم.
سه راس دارد:
۱-قربانی
۲-جلاد
۳-حامی
افرادی هستند که گویی همیشه بد می‌آورند! بازندگان ازلی ابدی! قربانیان بالفطره! آه و ناله‌ همراه همیشگی کلامشان هست!
اینها که از “جلادان” زمانه شاکی‌اند، به دنبال “حامی” می گردند تا تمام بازیکنان این بازی و چرخه‌ی همیشه معیوب بی پایان شکل بگیرد!

در ارتباطهایمان مراقب این مثلث باشیم.در بد بودن “جلاد” احتمالا تردیدی نیست.”قربانی” هم چیز مطلوبی نیست.اما داستان اصلی برای نقش “حامی” است. بیشتر افراد وسوسه می شوند تا این نقش را بپذیرند!  چرا؟ “چون ما اغلب مهرطلب هستیم و گمان می کنیم با خدمات دادن و لطف کردن و فداکاری، توجه و محبت بیشتری جلب می کنیم”.
هم‌سیاره‌ای عزیز! اگر مثلث کارپمن دیدی، اگر یک قربانی همیشگی دیدی با جلادی همیشگی، هرگز با پذیرش نقش حامی، در باتلاق نیفت: این بازی نه پایان دارد و نه برنده!
تنها و تنها راهکار مثلث کارپمن؛
۱-کشف سریع آن
و
۲-خروج از آنست.

کمک کردن با رابین هود بودن فرق دارد؛
یک خانمی از من پرسیده بود که از طریق خانواده با پسری آشنا شده که این پسر در گذشته اش رابطه ای داشته که ۶ سال طول کشیده و الان که چهار سال است از پایان این رابطه می گذرد هنوز نتوانسته فراموش کند، راهکار چیست؟
بهترین راهکار این است که به جای پرستاری عاطفی یا رابین هودبازی برای قربانی یک رابطه، به دنبال یک رابطه سالم بروی.
اگر الان به دنبال آدم های زخمی هستی، می توان نشان از زخم خود تو باشد! اینکه خودت را نجات دهنده می دانی. این همان چیزی است که کارپمن می گوید: هر وقت یک قربانی و جلاد در یک بازی روانی هستند، یک نفر رابین هود می شود؛ همین رابین هودها، فردای روزگار جلاد یا قربانی بعدی خواهند بود.(دکتر شیری)

برای خروج از “مثلث کارپمن” می توان از “مثلث تد” کمک گرفت. در مثلث کارپمن سه نقش قربانی، حامی یا ناجی، و جلاد یا شکنجه گر وجود دارد.

در مثلث تد،
به جای قربانی، “خلاق”، ” قربانی بر آنچه نمی خواهم تاکید دارد، خلاق بر آنچه می خواهم متمرکز است”،

به جای ناجی، “مربی”، “به جای ماهی دادن به قربانی، به او ماهیگیری می آموزد” و

به جای جلاد، “چالشگر”، “به جای تخریب کردن جلادانه‌ی قربانی، با انتقاد سازنده، به جای هویت، رفتار قربانی را به چالش می کشد و از این طریق کمک می کند از نقش قربانی خارج شود”

قرار میگیرد.

گردآوری و خلاصه؛ احسان رضاپور لرکی

 

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *