گفتگو با دکتر احسان: رفتار مناسب با همسر خشمگین

3 دیدگاه Share:
مدیریت خشم

پرسش و پاسخ شماره یک در ارتباط با خشم

میثم: اگر من از موضوعی عصبانی باشم به هر دلیل و همسرم از این موضوع آگاه باشد، باید برای رفع عصبانیتم کاری انجام بدهد؟ چه کار؟ یا بگذارد حال خودم خوب بشود؟ می شود حکم کلی داد یا فرد به فرد فرق دارد؟
دکتر احسان: اگر مرد با ناراحتی وارد خانه شد، چون اگر عصبانی باشد بیمار است و زن کاری برای او نمی تواند بکند. بنابراین بهتر است پاسگاه، روانپزشک یا وکیل برای او کاری بکنند. پس اگر فقط ناراحت است، یعنی بدون رفتار تند و خشن فقط خلقش پایین و از قبل متفاوت است، بسته به تیپ شخصیتی او و توافقی که صادقانه و صمیمانه درباره‌ی این موارد با هم کرده اند، رفتار کند.
مثلا یک مرد دیونوسوسی که تقریبا بچه است: حمایت، گوش و آغوش مادرانه می خواهد. یک مرد منظم آپولویی: سکوت، آرامش و فضایی جهت ارزیابی مساله می خواهد. شاید اگر همسرش آتنایی باشد، با او مشورت هم بکند.یک مرد مقتدر زئوسی: یک خدمتکار مهربان سر به زیر دم دست می خواهد که در صورت نیاز خدمات خوراکی یا جنسی بدهد و…
میثم: یعنی باید از قبل سر این موضوع هماهنگ کرده باشند که چطور در این مواقع واکنش نشان بدهند؟
دکتر احسان: دقیقا. مرد خودآگاه و دارای ثبات رفتاری, به همسرش با جزییات شرح داده که توقع دارم این اقدامات جهت کمک به من در این شرایط انجام بشود.
البته اگر درخواستهای او از نظر بانو مناسب و منطقی نیست، می توانند گفتگو کنند و حتی از متخصصین کمک بگیرند. اما باید بالاخره به تفاهم و یک لیست مشخص عملکردی در شرایط بحرانی برسند. هر دو برای هم
میثم: اگر این بار خانم خانه و همسرمان خشمگین و ناراحت بود چه کنیم؟
البته زن ها هم تیپ ها و رفتارهای متنوع دارند.
زن های با مدیریت بالغ مانند آتناها و آفرودیت ها که تقریبا تعدادشان در اقلیت است، ممکن است به ندرت خشمگین دیده شوند. خودشان به خوبی ذهن، احساس و رفتارشان را مدیریت می کنند. ممکن است گاهی به صورت داوطلبانه هم‌اندیشی و گفتگو را در آن زمینه طلب کنند که خوب است مرد با کمترین رفتارها و حمایت های احساسی هم شنونده و نظر دهنده‌ی بالغی باشد.
گروه دوم زنان با والد حمایتگر غالب مانند دیمیترها و هرا و هستیاها ، که بسیار مهربان و دلسوز هستند. اینها معمولا حرفی نمی زنند و آرام شبیه شمع می سوزند. باید حتما خودجوش به سمتشان رفت. به گفتگو دعوتشان کرد. حمایت احساسی و رفتاری کرد. و حتی در گرفتن حقشان، کمکشان کرد.
زنان با والد منتقد غالب مانند آرتمیس ها, جنگجو و تهاجمی, احتمالا بهتر است در سکوت و بستری آرام اجازه داد با فریاد تمام حرف هایش را بزند. امیدوارم چیزی را نشکند. بهتر است مرد در آن لحظات مداخله‌اش تاییدی باشد. بعدها که آرام شد، موضوع را بالغانه تحلیل کند. اینان در حالت آرام، پذیرای نقد منطقی هستند.
و گروه آخر با کودکان غالب مانند پرسفونه ها، که احتمالا گریه و آه و ناله دارند، بهتر است در آن زمان والد حمایتگر شد و فقط آغوشی گرم و باز داشت. و حتما کنارشان ماند و تنهایشان نگذاشت.البته امید اینست که زنان خودآگاه، شوهران خود را از نوع رفتاری که مناسب می دانند،آگاه نمایند.
میثم: من خودم به شخصه موقع عصبانیت ترجیح می دهم تنها در سکوت باشم تا عصبانیتم برطرف شود.
دکتر احسان: عصبانیت یا ناراحتی؟سعی کنیم ما “بچه های بالغانه”, با یک دقت بیشتری واژه ها را بیان کنیم.
میثم: خشم.
دکتر احسان: من آدم دارای عزت نفس بالا و در مسیر سلامت روان تحت نظارت عقل ، علم و “بالغ”,در فضای واقع‌بینی، باور دارم شرایط هرچه باشد احساس و رفتارم “تحت انتخاب و اختیار خودم هست”.پس آنچه را انتخاب می کنم که درست ، مفید ، سالم ، شاد و بجا باشد.
در “خشم” نفع و مزایایی هست؟
“خشم” یک انتخاب آگاهانه ‌ی خوب و درست و مفید و کارآمد هست؟
میثم: به هر حال مواردی پیش می آید که آدم خشمگین بشود، نمیتوانی خشم را به صورت کلی از بین ببری که…
دکتر احسان: بله، موافقم. چیزی را می خواهیم و به دست‌نمی آوریم. چیزی را نمی خواهیم و به ما تحمیل می شود و به دلایلی توان برخورد موثر و تغییر وضعیت را نداریم. درست؟
خب برای لحظه‌ای “آن هم‌نه همیشه, که در ابتدای روند رشد و قبل از تکمیل بلوغ هیجانی و عقلی” مغز اولیه که وظیفه‌اش حفظ بقا و جنگ و گریز است، وارد عمل می شود. که ما با مغز پیشرفته، تشخیص می دهیم ابزارهای او، اینجا و اکنون، پاسخگو نیستند و اقدامی نمی کنیم.درست؟
خب چه‌نفعی دارد این حال را ادامه‌ بدهم؟ تداوم آن که در انتخاب و اختیار خودم هست.من گمان می کنم این اقدام “از طریق الگوهای محیطی آموخته شده است” و قابل تعدیل و تصحیح است. چون نه تنها نفعی ندارد, که آسیب‌زا هم است.
میثم: بحث من ادامه دادن خشم نیست، منظور این است ما انسانیم و خشمگین می شویم، یکی از ویژگی های انسانی است.می شود به جایی رسید که خشمگین نشد؟ ولو لحظه ای؟
دکتر احسان: اول که اتفاقا بحث‌ اولیه تداوم خشم بود. فردی که خشم محل کار و بیرون را به خانه آورده، خانمی که خشمش را نگاه داشته تا شوهرش از سر کار به خانه بیاید و…… “سیستمی که‌یک خشم رو قرن ها حمل می کند و….”.
دوم، بله حتما. به واسطه‌ی افزایش دانایی، توانایی ، عزت نفس ما و جایگزین شدن “بالغ” به جای “کودک و والد” و از تمام این ها مهمتر خرافه زدایی و اصلاح باورهای جزمی, موارد خشم ما دائما تغییر کرده و اندک شده و روزی می رسد که حذف شوند.
نگاهی به خود بیندازیم. خشم کودکان بر سر چه موضوعی است؟ ما به خاطر همان موضوعات، که روزی خودمان ‌مبتلایش بوده‌ایم، اکنون می خندیم!
میثم: انسان بدون خشم، چقدر کمیابند این روزها.
دکتر احسان: دقیقا، عزت نفس‌های ما پایین، میزان جهل، خرافه و باورهای جزمی بالا ، مدیریت کودک یا والد منتقد به جای بالغ، در نتیجه هر از چند گاهی با شکل های مختلف خشمگین می شویم.

مطالب مرتبط

3 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *