مرگ اندیشی

بدون دیدگاه Share:
مرگ اندیشی

دو حقیقت را باید مد نظر داشت، اینکه حتماً رفتنی هستیم و مرگ به سراغ ما خواهد آمد و زمان این رفتن هم مشخص نیست. واقف بودن به مسئله چه پیام هایی برای من دارد؟

عاقل باشم نه عاشق، بالغ باشم نه والد منتقد سمی و کودک لجباز، واقع بین باشم نه بدبین یا ساده لوح، مهربان باشم نه مهرطلب یا برتری طلب، دستگیر باشم نه مچ گیر و در مسائلی که به من ربطی ندارند بی قضاوت باشم و از دست و زبانم آسیبی به همسیاره ای هایم نرسد.

باید بپذیریم زندگی تنها یک بار است، پس باید با افرادی باشم که من را خوشحال می کنند و کارهایی را انجام بدهم که از انجام دادن آن ها لذت می برم. اگر در شرایطی به سر می بریم امکان اجتناب از افراد حال بد کن فراهم نیست و استقلال مالی نداریم، باید تابع قوانین آن ها باشیم. اگر قوانین آن ها مناسب نیست بهتر است انگیزه ای شود تا سریعتر با کار و تلاش مستقل شده و آنگونه که مناسب می دانیم زندگی کنیم و لذت ببریم.

در این زندگی منفرد نه می شود و نه مفید است که نسخه تکراری یکسان برای زندگی داشه باشیم، اهل سفریم، تفریحات انفرادی درون خانه داریم، موسیقی سنتی گوش می دهیم یا اصلاً اهل موسیقی نیستیم، اهل پارک و سینما هستیم یا هیچکدام و…تمام این موارد می توانند بجا یا نابجا، درست یا درست تر باشند. مهم این است که آرامش داشته باشیم و بودنمان کسی را آزار ندهیم.

برای بعد از مرگ هم به نظر بهتر است بسپاریم تا در صورت امکان اعضای بدنمان را اهدا کنند و یا جسدمان را به دانشگاه علوم پزشکی جهت گسترش و ترویج علم اهدا کنند(زیبایی ما در افکار،کلام و رفتار ما بوده یا اندام و ظاهر ما؟ دوست نداریم مفید بودنمان پس از مرگ هم جاری باشد؟). ضمن اینکه می توان از نزدیکانمان خواست برای گرامیداشت ما کارهای مفید مانند اهدای خون، درختکاری، مطالعه و… انجام شود.

دکتر احسان رضاپور لرکی

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *