انسان های سمی

بدون دیدگاه Share:
انسان های سمی

اگر من دانایی و توانایی مدیریت خشم ندارم، ادب در نگاه و کلام و رفتار ندارم، هنگام مصاحبت با من مدام نگران هستید که مبادا نیشی به روانتان نزنم، سوالات مربوط به حریم خصوصی پرسیده و شما را در تنگنا قرار می دهم، بعد از دیدار من حالتان بد می شود:

لطفاً شما عاقل، بالغ، واقع بین و به دور از عرف خرافی جاهلانه باش و مرا هر که هستم، والدینت، برادر و خواهر و فامیلت، رها کن. برای خاموش کردن منی که خود را به آتش کشیده ام، بغلم نکن!

اگر چه در عمل بسیار سخت می نماید. اما باید دانست که خودانتقادی اولین و مهمترین قدم در مسیر سلامت جسم و روان و خوشبختی است. به شدت مهم است که خود را از اسارت توجیه، نجات دهیم. و بپذیریم حتماً و بدون هیچ تردیدی، اگر در شرایط بد منفی و اشتباهی مانده ام، ضعف و ایرادی در من هست. به جای اینکه تاول و کبودی و زخم صورتم را با آرایش و پیرایش توجیهات مخفی کنم، آن را پذیرفته و پیگیر درمان و رفع آن باشم.  بدانم اگر در کنار انسان های سمی مانده ام، من هم بیمار و سمی هستم. من هم مشکل دارم. بروم و مشکلاتم را رفع کنم. بله شاید اکنون نتوانم اقدام کنم، اما توجیه، آدرس غلط است. دلیلی بر اقدام مفید نکردن است. به عنوان مثال من استقلال مالی ندارم. این را بپذیرم و بروم دنبال راه واقع بینانه و عاقلانه جهت اشتغال و درآمدزایی (هر چه هست: تحصیلات، آموختن حرفه و….) ،اما تا آن زمان، با کوری، کری و لالی، عرصه را تنگ نمی کنم و مدام جنگ ایجاد نمی کنم. لازم است بدانیم که وقتی زندگی شخصی خود را با کارهای خوبِ مفیدِ سالم و شاد و همچنین انسان های عاقل، سالم، بالغ و شاد پر کنیم، به تدریج دیگر وقتی و جایی برای انسان های های سمی نخواهیم داشت. حذف انسان های سمی که برنامه ای جهت درمان خود ندارند، از اصول اولیه و حداقل های قرار گرفتن در مسیر سلامت روان است.

دکتر احسان رضاپور لرکی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *