استفراغ روانی!

۱ دیدگاه Share:
استفراغ روانی
معنای استفراغ روانی چیست؟

هرچه خطاهای شناختی، باورهای جزمی و متعصبانه، جهل،خرافه و مهرطلبی کسی بیشتر و عزت نفس، عقلانیت و واقع بینی وی کمتر باشد، میزان تولیدات مغزی وی منفی تر و سمّی تر بوده و برون ریزی آن ها را اصطلاحاً استفراغ روانی می گوییم که معمولاً موجب آزار و اذیت دیگران می گردد. این افراد غالباً در مثلث کارپمن گیر کرده و هوش هیجانی پایینی دارند.

در روبرو شدن با فردی که به طور مدوام به استفراغ روانی مشغول است چه باید کرد؟

اگر من کسی هستم که چنین مساله‌ای دارم و به واسطه‌ی آن سایر همسیاره ای ها را آزار می دهم؛ بهتر است مسئولیت پذیر بوده و از منافع آگاه و ناآگاه این اختلال صرف‌نظر کرده و با رشد عزت نفس، افزایش عقلانیت و واقع‌بینی و کمک گرفتن از دانش های “شناخت درمانی” و “اَکت”، آن را اصلاح نمایم.
اگر با فردی که به چنین عارضه‌ای مبتلاست، برخورد داریم؛
بهتر است هرگز در صدد آگاه کردن وی، تقابل و جنگیدن با وی نباشیم!
اگر بپذیرد، تنها در نقش آمبولانس عمل کرده و او را تا مرکز مشاوره جهت ویزیت تخصصی همراهی کنیم. اگر هم چنین بینش و پذیرشی ندارد؛
۱- اگر می شود که رابطه را قطع می کنیم.
۲- اگر نمی شود و یا نمی خواهیم جدا شویم، کوری کری لالی اتخاذ نموده و تلاش کنیم در مثلث کارپمن وی نیفتیم. خودمان هم بدانیم القائات او فقط از جنس فکر هستند؛ تعدادی کلمه یا تصویر فاقد قدرت! مگر اینکه خود ما با توجه و تاکید اشتباه بر آن ها، به چاقو و گلوله تبدیلشان نموده و بر خود ضربه بزنیم. بگذاریم افکار منفی، تحقیرها، کنایه ها، سیاه نمایی ها، انواع تحلیل های اشتباه، تحریف ها و قضاوت های غیرمنصفانه، فقط بیایند و بروند. بدون اینکه با آن ها بجنگیم یا اقدامی جهت تعدیلشان نماییم.
انرژی و زمان محدود و با ارزش خود را صرف کارهای مفید و سالم و قانونی و شاد کنیم.

آیا وظیفه ما است که درد دل دیگران را گوش بدهیم و همدردی کنیم؟

خیر. درد دل کردن، یکی از کارهای غیرمفید و غیر مسئولانه است. هم خودمان از انجام آن پرهیز کنیم و هم سعی کنیم اجازه ندهیم کسی این رفتار را انجام دهد. دو تکنیک ساده برای رهایی از درد دل یا همان استفراغ روانی وجود دارد:
۱- آن فرد معمولاً در حالت والد منتقد یا کودک لجباز است. می توانیم با پرسیدن سوال های باز، کم کم او را به سمت بالغ برده و از این حالت خارج کرده تا به تحلیل عقلی و واقع بینانه‌ی موضوع بپردازد. مثلاً “توی صحبتهات شنیدم که گفتی همیشه این رفتار بد رو داشته! هیچوقت به گونه‌ای دیگر که از نظر شما مفید و خوبست، رفتار نکرده؟ گفتی که باید فلان کار رو انجام میداد؛ این باید رو از کجا آوردی؟ منبع دینی، علمی یا قانونی داره؟ برای اون احساس و برداشتی که کردی، که به خاطرش حالت بد شده، مثال واقعی وجود دارد؟ بقیه هم که آنجا بودند، برداشت شما را داشتند؟… ”
۲- از تکنیک حواس‌پرتی استفاده می کنیم و به اصطلاح موضوع را عوض می کنیم؛ خیلی زیرکانه و هوشمندانه سوالاتی از موضوعات مورد علاقه‌ی مخاطب، از مهارت های او و خاطرات خوب و شیرینی که دارد، مطرح می کنیم. مثلاً “راستی بین حرفهات گفتی در اون مهمونی که فلانی اون حرف نامناسب رو زد، غذا چی دادن؟ یادت هست دو سال قبل رفته بودیم و همین غذا رو درست کرده بودی؟ خیلی عالی بود. رازش چیه که اینقدر غذاهات خوشمزه میشن؟”

حمام روانی در برابر استفراغ روانی؟

تقریباً محال است که به طور مطلق و صد در صد از استفراغ روانی افراد پیرامون خود، رسانه ها و فضای مجازی مصون باشیم. لذا لازم است گهگاهی توسط متخصصین علم روان، ویزیت شده و سلامت روانی‌مان ارزیابی و در صورت نیاز، ترمیم شود. این فرآیند را می توان “حمام روانی” نامید.

 

دکتر احسان رضاپور لرکی

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *